سلام برادر بسیجی ، سلام برادر سپاهی، سلام بر تو که نمیدانم از چه ارگانی هستی و اینک برادران و خواهران مارا در زندان شکنجه میکنی. سخن با تو است و برعکس همیشه اینبار غمگینم. شاید پنجاه روز است که خشمگینم اما اینک فقط غمگینم. برای خویش غمگین نیستم. حتا برای برادر و خواهر درون زندانم غمگین نیستم. امشب برای تو غمگینم.آری برای تو، برای تو شکنجه گر غمگینم.بزار سفره دل فربانی و شکنجه گر را یکی کنیم. بزار برات درددل کنم. بزار بگم چرا دلم برای تو میسوزه. بزار بگم چرا نگران تو هستم.
اگه برگه های تاریخ ایران رو برگ بزنی میفهمی مردم ایران یه خصوصیت متمایز دارند که اونها رو از مردمان کشور های دیگه جدا میکنه و این خصوصیت از رو نرفتن مردم ایران هست برای گرفتن حقشون. هیچ برگی رو از تاریخ ایران نمیتونی پیدا کنی که نوشته باشه مردم ایران قیام کردن اما بعد جنبش آزادی خواهی و عدالت خواهی خودشون رو فراموش کردند. هیچ وقت این مردم کاری رو شروع نمیکنند و نیمه کاره ولش کنند. میتونی از چنگیز و وارثان چنگیز بپرسی میتونی از تیمور بپرسی میتونی از اسکندر و از اعراب بپرسی میتونی از اشرف افغان بپرسی حتی میتونی از برگه های معاصر تاریخ بپرسی از پهلوی ها بپرسی که سعی کردن مردم ایران رو سرکوب کنند.شاید یک سال شاید دوسال شاید ده سال طول کشیده اما مردم ایران ول نمیکنند.تا حق خودشون رو نگیرن ول نمیکنند. حتا اگه جنبش سبزشون رو سیاه کنی بازم بهت اطمینان میدم که ول نمیکنند.
این اتفاق ها همیشه وقتی بوجود میاد که آستانه تحمل این مردم لبریز بشه و وقتی فوران کنند خیلی سخت میشه دنیا. خیلی میترسم که مثل اتشفشان منفجر بشن و اون وقت رنگ های سبز قرمز بشه. چقدر خوب بود که موسوی به همه ما یاد آوری کرد که اگه اتفاقی افتاد مردم سعی نکنند خودشون در پی انتفام های شخصی باشند. نکنه مردم نیروی سرکوبگر رو مورد حمله قرار بده و دودمان و زندگیشون رو به باد بده. رهبرم به من میگه که بزار قانون عدالت رو اجرا کنه اما الان تو چیکار کردی؟ چرا این کار رو کردی؟ چرا ؟
بزار من بهت بگم تو چیکار کردی. زدی و کشتی و جنازه ها رو مخفی کردی. دونه درشت ها رو گرفتی و شکنجه کردی اما یادت رفت درشت ترین دونه این جنبش دونه ای هست به اندازه کوه که نامش مردمه. تجاوز کردی؟ همه جاش رو خوب اومدی اما این تجاوز رو به خدا اشتباه کردی. مردم رو بگیری و تجاوز کنی و بعد به خیال اینکه اونها رو زمینگیر کردین رها کنید. نه برادر بسیجی، نه برادر سپاهی، نه برادر اطلاعاتی، این آخریش رو خیلی اشتباه کردی. بزار برات بگم چرا اشتباه کردی.
یه ادم رو گرفتی روحش رو زخمی کردی و در جامعه رها کردی فکر نکردی ممکنه همون پسر به خواستگاری دختر تو بیاد؟ یا شاید همون دختری که تو بهش تجاوز کردی پسرت عاشقش بشه و عروس تو بشه؟ جامعه این ادم رو دید. زخم های روحیش رو دیدن و درد هاش رو لمس کردن. جامعه رو زخمی کردی با این کارت و اون دونه درشت رو مذاب کردی. اون وقت طبق چیزی که بهت گفتم که این مردم ول نمیکنند فکر کنید ده سال دیگه این مردم شما رو احاطه کردند و دونه دونه شما به دست مردم میفتید. مگه تو همین درگیری ها به دست ما نیفتادید؟ مگه التماس نکردید که نزنیمتون؟ مگه وقتی شما رو گرفتیم به شما آب ندادیم؟ مگه شما ها رو از خشم مردم بیرون نکشیدیم؟ اون وقت چی؟ اون وقت کی باید شما رو و خانواده شما رو از دست اون همه خشمی که ده سال در دل جامعه کاشتید رها کنیم؟ چطوری میخوای تقاص این گناه رو پس بدی؟ مگه همون خدایی که من شبها رو پشت بام فریادش میزنم نگفته که از حق خودش بگذره از حق مردم نمیگذره؟ چطوری میخوای اون روز رو تحمل کنی؟
چرا از تاریخ درس نمیگیری برادر؟ چرا فکر نمیکنی که تو هم یه روز برگی از تاریخ میشی و فقط مردم هستند که میمانند. دیگه اون روز گوش مردم از نفرت کر شده و خشم عریان مردم رو تو با پوست و گوشتت لمس میکنی. اون روز موسوی نمیتونه جلوی خشم مردم رو بگیره. من نمیتونم تو رو از بین مردم بکشم بیرون چون ممکنه من رو هم با تو یکی بدونند.
برادر شکنجه گر برادر متجاوز فکر نکردی. اشتباه کردی اما انصافا به این سوال آخرم صادقانه جواب بده.
به نظرت ده سال دیگه دوام میاری؟
این مردم بیدار شدند و با بیدار شدن مردم تو به خواب رفتی
کسی گفت آخ…
کسی قبل از طلوع موت احمر را زمزمه میکرد
دستار شاهد به تاراج رفت
من خوانده شدم
تو خوانده شدی
او خوانده شد
دستهای خطاکار عشق را دخیل بیهوده می بندد
وقت ساکت است
گمانم موی سامری را آتش زده اند
گمانم بردیای دروغین است که میگوید (ایست)
همگی صدایی میشنویم
همگی صدایی میشنویم
همگی صدایی میشنویم
ندایی مردم را میخواند
ندایی از درون مردم مردم را میخواند
آن ندا برای تو خوش نیست
آن ندا از درون مردم است
آن ندا برای مردم است
ناتوانی از خاموش کردن آن ندا
ندایی به زیبایی سمفونی عدالت خواهی
به زیبایی عدالت
شاعر شعر:بتول عزیزپور
در تاريخ دوشنبه نوزدهم مرداد 1388. مربوط به بخش : |